p2
ا.ت:آره...
سو وون:(پسر دشمن هیونلیکسه ینی از خانواده کانگه ولی از تو خوشش اومده پسره شریه و قلدره و دخترا روش کر*اشن و با دخترای زیادیم بوده و 1 سال از لینو بزرگتره ینی 21 سالشه و هر شب تو بار پلاسه و تو از همون اول حسی بهش نداشتی و نمیدونستی باباش ینی کانگ ها جون دشمن هیونلیکسه ولی لینو میدونست اینو) خوشگله چرا نشستی پیش این بازنده هوم؟ بیا بشین پیش شو*هر*ت
لینو:*عصبانی شد* تو کی هستی که اونو ز*نت حساب میکنی هااااا
سو وون:*خنده* از کی تا حالا آدم شدی لی مینهو؟ *به دوستاش علامت داد کلاسو خالی کنن و اومد نشست کنارت اونورتم دیوار بود پس راهی واسه فرار نداشتی*
ا.ت:چ چی میخوای ازم
سو وون:من چیزی نمیخوام فقط مال من شو
ا.ت:نمیخوام*سرد
سو وون:نپرسیدم که منظورم این بود تو مال منی
ا.ت: من حتی اسمتم نمیدونم چجوری جرئت میکنی اینو بگی
سو وون:وایسا وایسا یه بار دیگه فامیلیتو بگو ا.ت
ا.ت:لی و هوانگ
سو وون:چی- شوخیت گرفتههههه تو دختر اونایییییی اهههههه گندش بزنن
ا.ت:مشکلی هس؟
سو وون:باباهات درمورد کانگ ها چیزی بهت نگفتن؟
ا.ت:نه مگه مهمه
سو وون:*اومد به زور صورتتو ناز کرد* انقد لجبازی نکن به هر حال مال منی
ا.ت:به من دست نزن
سو وون:هرکاری دلم بخواد باهات میکنم چون همچیت مال منه
ا.ت:راحتم بزار دیگه عهههه
سو وون: کاری داشتی کلاس رو به روییم اینم شمارم راستی نبینم بچسبی به اون لینو وگرنه بد میبینی
ا.ت:به تو ربطی ندارهههه
سو وون:*به زور اومد جلو و لپتو بو*سید* خدافظ*خنده
................
ویو ا.ت:
اههههه اصن این کیهههه که بهم دست میزنه ایش ازش متنفرم چرا اونکارو کرد
لینو:ا.تتتت خوبی؟
ا.ت:آره بابا ایش چقد چندشه
لینو:بهت دست زد؟ چیشد؟
ا.ت:بدتر... اهههه بو*سم کرد ایششش
لینو:به باباهات بگو حلش میکنن
ا.ت:باشه... لینو اون کیه؟
لینو: کانگ سو وونه پسر کانگ ها جون که دشمن باباهاتن
ا.ت:چییییی وای خدایا
معلم:سلام بچه ها درسو شروع میکنم
................
ویو ساعت 5:
لینو:بریم خونه؟
ا.ت:بریم*ناراحت
لینو:چیزی شده؟
ا.ت:دارم به این فک میکنم قراره کلی اذیتم کنه
لینو:ا.ت من نمیزارم قول میدم
ا.ت:ممنونم
.................
ویو خونه:
هیونجین:سلااااام خوش گذش- چیشده؟
ا.ت:هیچی هیچی عالی بوددد
فلیکس:*بروانی درست میکرد* خوبی؟ مطمئنی؟
ا.ت:آره فقط خستم میرم بخوابم
ادامه داره...
سو وون:(پسر دشمن هیونلیکسه ینی از خانواده کانگه ولی از تو خوشش اومده پسره شریه و قلدره و دخترا روش کر*اشن و با دخترای زیادیم بوده و 1 سال از لینو بزرگتره ینی 21 سالشه و هر شب تو بار پلاسه و تو از همون اول حسی بهش نداشتی و نمیدونستی باباش ینی کانگ ها جون دشمن هیونلیکسه ولی لینو میدونست اینو) خوشگله چرا نشستی پیش این بازنده هوم؟ بیا بشین پیش شو*هر*ت
لینو:*عصبانی شد* تو کی هستی که اونو ز*نت حساب میکنی هااااا
سو وون:*خنده* از کی تا حالا آدم شدی لی مینهو؟ *به دوستاش علامت داد کلاسو خالی کنن و اومد نشست کنارت اونورتم دیوار بود پس راهی واسه فرار نداشتی*
ا.ت:چ چی میخوای ازم
سو وون:من چیزی نمیخوام فقط مال من شو
ا.ت:نمیخوام*سرد
سو وون:نپرسیدم که منظورم این بود تو مال منی
ا.ت: من حتی اسمتم نمیدونم چجوری جرئت میکنی اینو بگی
سو وون:وایسا وایسا یه بار دیگه فامیلیتو بگو ا.ت
ا.ت:لی و هوانگ
سو وون:چی- شوخیت گرفتههههه تو دختر اونایییییی اهههههه گندش بزنن
ا.ت:مشکلی هس؟
سو وون:باباهات درمورد کانگ ها چیزی بهت نگفتن؟
ا.ت:نه مگه مهمه
سو وون:*اومد به زور صورتتو ناز کرد* انقد لجبازی نکن به هر حال مال منی
ا.ت:به من دست نزن
سو وون:هرکاری دلم بخواد باهات میکنم چون همچیت مال منه
ا.ت:راحتم بزار دیگه عهههه
سو وون: کاری داشتی کلاس رو به روییم اینم شمارم راستی نبینم بچسبی به اون لینو وگرنه بد میبینی
ا.ت:به تو ربطی ندارهههه
سو وون:*به زور اومد جلو و لپتو بو*سید* خدافظ*خنده
................
ویو ا.ت:
اههههه اصن این کیهههه که بهم دست میزنه ایش ازش متنفرم چرا اونکارو کرد
لینو:ا.تتتت خوبی؟
ا.ت:آره بابا ایش چقد چندشه
لینو:بهت دست زد؟ چیشد؟
ا.ت:بدتر... اهههه بو*سم کرد ایششش
لینو:به باباهات بگو حلش میکنن
ا.ت:باشه... لینو اون کیه؟
لینو: کانگ سو وونه پسر کانگ ها جون که دشمن باباهاتن
ا.ت:چییییی وای خدایا
معلم:سلام بچه ها درسو شروع میکنم
................
ویو ساعت 5:
لینو:بریم خونه؟
ا.ت:بریم*ناراحت
لینو:چیزی شده؟
ا.ت:دارم به این فک میکنم قراره کلی اذیتم کنه
لینو:ا.ت من نمیزارم قول میدم
ا.ت:ممنونم
.................
ویو خونه:
هیونجین:سلااااام خوش گذش- چیشده؟
ا.ت:هیچی هیچی عالی بوددد
فلیکس:*بروانی درست میکرد* خوبی؟ مطمئنی؟
ا.ت:آره فقط خستم میرم بخوابم
ادامه داره...
- ۶۹۰
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط